هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
105
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مىگفتند تو برادر و فرزند برادر بزرگوارى هستى و ما از آنگاه كه ترا شناختيم جز راستى و حقيقت و بخشش از تو نديديم و پدرش به آنها پاسخ مىداد : برويد شما همگى آزاد هستيد . فاطمهء زهرا آرزو مىكرد كه مادرش خديجه زنده بود و شاهد چنين صحنههايى بود و مىديد كه چگونه طاغوتيانى كه سالهاى اندكى پيش از اين همسرش را از اين سو به آن سو مىكشيدند و هر گونه اذيت و آزارى بر وى روا مىداشتند امروز به دست و پايش افتادهاند و ملتمسانه و در كمال خفت و خوارى ، ازو مىخواهند كه قصاص خود و يارانش را كه مورد آزار قرار داده بودند ، نگيرد ؛ اى كاش بود و صداى بلال اذانگو را مىشنيد كه از بالاى كعبه در هر جاى مكه طنينانداز بود و به گردش ده هزار مسلمان نداى اللّه اكبر لا إله الا اللّه وحده نصر عبده و اعز جنده و هزم الاحزاب وحده ، سر مىدادند . اى كاش خديجهاى كه همهء ثروت و آسايش و راحت خود را براى درهم شكستن بتهاى كوچك و بزرگ نثار كرد تا امروز مىماند و بتها را مىديد كه چگونه زير پاى مسلمانان افتاده و قريش كه اينهمه تلخيها و سختيها از آنها ديد خوار و زبون به دست و پا افتادهاند و مردم گروهگروه به دين خدا مىگرويدند ولى مشيت الهى بر آن قرار گرفته بود كه او از اين دنيا چشم فرو بندد و على رغم ايمان و اعتقادى كه به پيروزى محمد و آيين او و « ان جند اللّه هم الغالبون » داشت در حسرت چنين لحظهاى بماند . روزهايى كه فاطمه زهرا با پدر در مكه گذرانده بود مالامال خاطرههاى تلخ و - دردآلود بود ؛ او به ياد مىآورد كه چگونه مشركين او را تعقيب و شكنجه مىكردند . محاصره شدنشان را در شعب ابو طالب و سختيها و محروميتهايى كه طى آن محاصره كشيدند به خاطرش آمد ؛ مادرش خديجه و عمويش ابو طالب را كه سرپرست و پشتيبان بود و همه حوادث تلخى كه چشيده بود بويژه پس از فوت مادرش ، بخاطرش آورد و در همان حال سرشار شعف و شادى زايد الوصفى شده بود زيرا مىديد كه چگونه شيرازهء شرك از هم مىپاشيد و پيروزيهاى پياپى نصيب مىشود و دژهاى شرك گزيرى از پيوستن به اسلام و پذيرش آن نمىبينند . در آن مرحلهء پيروزمند ، شاهد قبايل « هوازن » و « ثقيف » و همپيمانان عربشان بود كه تا آن تاريخ همچنان سرسختانه در برابر اسلام ايستاده بودند ولى در جنگ حنين دژها و قلعههايشان فرو مىريزد و از هم پاشيده مىشود و كودكان و زنان و اموالشان به فاصلهء چند ساعت و در حالى كه عدهء آنها سه برابر تعداد مسلمانان بود ، به غنيمت